X
تبلیغات
طوفان بنك آمد

طوفان بنك آمد

بازگشت طوفان

تغییر مدیریت وبلاگ

سلام دوستان با توجه به شروع امتحانات و درس های عقب مانده من که حوصله درس خواندن در طول ترم را نداشتم وسنگینی مطالب مدیریت وب را به یکی از دوستانم میسپارم انشالله ایشان بتواندبهتر ازمن این وب را برای شما اماده کند و مطالب جدیدتری که به مذاق شما خوش بیاید برایتان  بگذارد با تشکر
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 9:32  توسط  دوست  | 

کاپیتان و پیشکسوتان استقلال تهران

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 13:3  توسط  دوست  | 

مظلومیت طوفان

باسلام بعضی از دوستان به من خرده گرفتند که چرا میخواهم عوام فریبی کنم وبه بهانه مرحوم دراهکی به تیم بزرگ وحدت ضربه بزنم خدا نکند من اینکاربکنم کسی به وحدت یا تیم دیگری کاری ندارد من وحدتی نیستم وحدت خودش مدیر دارد چرا شما میخواهید ثابت کنید که وحدت خراب شده است  هنوز تیمی تشکیل نشده که شما دچار رعب و وحشت شده اید اگرهم بشود تیمی محلی است که بازیکنان این تیم کسانی هستند که دیگر در تیم باشگاهی نمی توانند بازی کنند فرقی نمیکند از استقلال یا شاهین یا جنوب یا حتی از کنگان  آستانه تحمل خود را بالا ببرید همشهریان عزیز چند وقتی است که همه دایه مهربانتراز مادر برای وحدت شده اندو سنگ این تیم را به سینه میزنند مدیران محترم وحدت رک و راست حرف خود را بزنند تا بعضی ها که مریض هستند دچار هذیان گویی نشوند طوفان به هیچ تیمی ضربه نمیزند اینها توضیح دادم تا باز فردا تیمی به خراب شدن و نتیجه نگرفتن تیمش طوفان را محکوم نکند مدیران محترم تیم های شاهین ‌‌‌‌‌-استقلال -جنوب-میداف-مهرورزان-سیراف-ایرانجوان-فجر-اتحاد-فجرشیرینو-باشگاههای عسلویه-استقلال تهران-پرسپولیس تهران-سپاهان اصفهان -ذوب اهن اصفهان-آقای قطبی سرمربی محترم تیم ملی اگر نتیجه نگرفتید طوفان مقصر نیست ‌‌
‌‌
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 9:57  توسط  دوست  | 

تسلیت

اقای حسن حقیقت خواه یار و دوست همیشگی کاپیتان و بازیکن تیم طوفان ضایعه اسفناک فوت برادرزاده تان ما را در هاله ای از غم فرو برد  به شما و خانواده محترم تسلیت عرض نموده و ما را در غم خود شریک بدانید از طرف طوفانیها و کاپیتان
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 8:14  توسط  دوست  | 

پوزش از طوفانیها

باسلام در اخرین ساعات روز دوشنبه به ما اطلاع دادند به علت زیر کشت رفتن زمین چمن شهدای بنک بازی دوستانه تیم طوفان لغوشده ولی ما بخاطر مشغله زیاد نتونستیم خبررابیاریم ولی تلفنی تا اونجایی که تونستیم به بچه ها خبر دادیم ولی از کسانی که به ورزشگاه امدند ومتوجه شدند بازی لغو شده و مارا شرمنده کردند  معذرت خواهی میکنیم باتشکر
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 9:29  توسط  دوست  | 

سوگنامه ای به کاپیتان

 

مرگ عزیزان همیشه سخت است و جانکاه...ولی، نعمت فراموشی همیشه به ما کمک کرده تا مرگ عزیزانمان چرخ زندگی را از حرکت باز ندارد...

هرکدام از ما، عزیزان زیادی را از دست داده ایم که شاید غم برخی از آنان تا روز مرگ خودمان، همراهمان باشد...بارها در ماتم برخی دوستانمان به سوگ نشسته ایم و اشک ریخته ایم...

...کلمه «دوست»، یکی از زیباترین کلمات هستی است، حتی زیباتر از کلمه «زندگی»...دوست ممکن است خدا باشد، پدرومادر باشد، برادر و خواهر و یا هرکس دیگری...دوست، هرکسی که باشد سنگ صبور سختی ها و روزهای پرتلاطم زندگی ماست...

گاهی اوقات، یک دوست خوب نقشی فراتر از یک برادر را برای ما بازی می کند... اصلاً چرا دوست را باید با برادر مقایسه کنیم؟... دوست، خودش کلمه بزرگی است و باید با خودش مقایسه شود...دوست، برادری است که خودمان آن را انتخاب کرده ایم و اجباری در کار نبوده است...

نمی دانم تاکنون مرگ یک دوست را تجربه کرده اید یا نه؟...اگر اینگونه است، خدایشان بیامرزد...

... واینک مرگ یک دوست در سال 89، یکی از سخت ترین سالهای عمرم را رقم زد... ...دوستی که نه فقط دوست من، بلکه دوست همه ی جوانان و بزرگان شهر بود... فردی بی ریا، خوش اخلاق و محجوب... دوستی صبور و خوش سخن.... دوستی آرام و متین...

به یاد همه ی دوستان شما که بار سفر بستند و از نزد شما رفتند، به من اجازه بدهید چند سطری در مورد مرگ این دوست عزیزم بنویسم و شروع زمستان سرد را به دوستان یادآوری کنم...

به یاد «علی دراهکی»، جوان زحمتکش و بااخلاق بنک...

سلام علی جان!

...حالت چطور است؟... منزل جدید مبارکت باشد... چرا بی خبر؟...تا جایی که یادم است، قرارمان این نبود...

علی جان! می دانم سلام مرا شنیدی و جواب هم دادی، اما تو در ملکوت هستی و ما در عالم خاک... صدای تو را نمی شنویم... اما تو حوصله کن و به حرفهای من گوش بده...

...علی جان اذیتمان نکن... کمی از فکر بیرون بیا و به من گوش بده... تورا به خدا، برای لحظه ای به هیچ کس فکر نکن... می دانم سخت است،اما برای لحظه ای به من گوش بده... خودت تنها کسی هستی که می توانم با او درددل کنم...آخه در این جابا چه کسی می شود درددل کرد؟...اینجا مردم فقط می دوند و تلاش می کنند، آخرش هم معلوم نیست به کجا می رسند؟... اگر خیلی خیلی تلاش کنند، در نهایت، به جایی می آیند که تو الان هستی و آرام گرفتی...

بگذریم...نمی دانم تو را دلداری بدهم یا خودم را... ولی، مطمئنم هر دوی ما نیاز به دلداری داریم...

علی جان!

تو جزئی از خاطرات کودکی و جوانی همشهریانت هستی....اگر برای مسابقه ورزشی می رفتیم، تو جزء اصلی برنامه ما بودی... عروسی و جشن و... بدون دیدن تو امکان نداشت...

... هروقت دلمان می گرفت و از بیکاری حوصله مان سر می رفت، به خانه شمامی آمدیم و البته آنجا همیشه جمع دوستان، جمع بود...

علی جان!

در همین چند وقت اخیر، خیلی از  شهرمان سفر کردند که همه را می شناسی...  ایوب ظرافت ءمجید راشدی  محمد احمدی راستی، این چندروزآنها را ندیده ای؟...

علی جان!

همیشه به یادت هستیم.... تو از آن دسته ای هستی که غم رفتنت تا زمان مرگمان، همنشین سلولهای مغزمان خواهد بود...

دوست ندارم حرفهایم را تمام کنم... باورکن دلم می خواهد تا بی نهایت بنویسم و بگویم چقدر دوستت داشتیم.... اما چه نیازی به گفتن من است، مگر خودت ندیدی که مردم برایت چه کردند؟...مگرخودت ندیدی چقدر آدم برای بدرقه ات آمده بودند؟...خودت دیدی برایت سنگ تمام گذاشته بودند...                                                                                                  همه ی آدمهایی که برای بدرقه ات آمده بودند، می دانند که هرگز تورا دیگر در زمین فوتبال نخواهند دید

...خودت می دانی برای رفتن به زمین فوتبال، مجبورم خاطراتت رادر ذهنم مرور کنم ... علی جان!

با تو حرفهای زیادی دارم...هیچ وقت با تو خداحافظی نخواهم کرد...می آیم و به تو سلام خواهم داد... شماره ات را از روی موبایلم پاک نخواهم کرد... کسی چه می داند؟شاید پیامکی از دیار باقی برسد...

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 13:58  توسط  دوست  | 

دعوت از طوفانیها

با سلام تیم محلی طوفان درروز دوشنبه مورخه ۱۳/۱۰/۸۹ ساعت ۱۵ (۳ بعدازظهر)در زمین جمن شهدای شهر بنک جهت گرامیداشت یاد و خاطره کاپیتان مرحوم علی دراهکی مسابقه دوستانه ای با یکی از تیمهای باشگاهی کنگان دارد لذا از تمام طوفانیهای قدیم که دوست دارند در این مسابقه دوستانه مارا یاری کنند دعوت بعمل می اید
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 13:4  توسط  دوست  | 

تقدیر و تشکر

سلام بر طوفانیها جا دارد از کلیه دوستان که طی این مدت کم مارا مورد لطف خود قرار دادند و باعث دلگرمی ما شدند تا خاطره کاپیتان برای همیشه در ذهنها  باقی بماند تقدیر و تشکر داریم از اقای مجید احمدزادگان یکی از ارکان تیم طوفان که اظهار لطف نموده و اسامی دوبازیکن این تیم که از قلم افتاده بودند برای ماگفتند کمال تشکر را دارم اقایان عقیل رضایی و جلیل خلیفات دوبازیکن طوفان که همراه کاپیتان بودند از تمام کسانی که عکس یا یادگاری از تیم طوفان دارند تقاضا داریم به دست ما برسانید تا در وبلاگ منعکس کنیم حضور سبزتان توتیای چشم ماست
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 8:52  توسط  دوست  | 

بازیکنان تیم طوفان

 باسلام تیم طوفان از بازیکنان خوبی تشکیل شد که هر کدام یک ستون محکم بودند بازیکنانی جوان پرشور متعصب باانگیزه و قدرتمند که هیچ حریفی یارای مقابله با طوفان را نداشت و محکوم به شکست بودند اگر اسم کسی از قلم افتاد یاداوری کنید تا خاطرات گذشته را به خوبی بازگو کنیم ۱-مرحوم علی دراهکی (کاپیتان)۲- حسن احمدپور۳-مرتضی باستانی۴-عقیل احمدی ۵- حسن احمدی۶-حسین احمدی۷-مجید احمدزادگان ۸-محمد پنجه ورزیده۹-عباس علمداری۱۰-حسن حقیقت خواه۱۱-عباس میرزایی۱۲-مهدی دولتی زاده ۱۳- هاشم دولتی زاده ۱۴-احمد دولتی زاده۱۵-عباس حسینی خواه۱۶-محمد دشتی
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 11:53  توسط  دوست  | 

تیمهای محلی

باسلام خدمت دوستان عزیز امروز میخوام نام تیمهای محلی که با هم رقابت داشتند و باهم مسابقه میدادند براتون بگم       ۱-تیم ساحل با مدیریت حسن عزیزیان۲-تیم محمد زنگباری که اسم تیمش یادش نیومد۳-تیم نوروز زائری  پیداش نکردم که اسم تیم ازش بپرسم۴-شهباز با مدیریت رضا هاشمی که تمام بازیکنان این تیم را (عمرانی ها )تشکیل میدادند که دوتا از بازیکنان این تیم به نام عباس هاشمی و حسن عمرانی فوت کرده اند روحشان شاد۵-مهاجرین با مدیریت بدران بدرانی که از مهاجرین بنک بودند و طوفان که از محله خیابان شریعتی با مدیریت مرحوم علی دوراهکی شکل گرفت که بعدها شالوده تیم جوانان و بزرگسالان استقلال بنک شد
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم دی 1389ساعت 7:32  توسط  دوست  |